این جا رو دوست دارم و همه ی لحظه هاش با همه ی سختی هاش واسم شیرین و پر از لذته.
دانشگاه خوبه، استادا، هم اتاقی ها، درس ها. خوش حالم که اومدم این جا.
پ.ن: به ازای هر جمله ی این شکلی، به طور متوسط پنج جمله با این مفهوم جواب می گیرم که تازه اولشه، شمال بده، تو عادت نداری، صبر کن یه کم بگذره، حالت به هم می خوره به زودی، دلت تنگ می شه، فلان می شی، رشتی ها الن بلن جیمبلن -سلام نیوشا-، شمال بیساره -سلام فالشیست- تو داغی حالیت نیست و...
عادت ایرانیه این یا ملت دنیا هم همین شکلی اند؟ انگار با تغییر و تحول تو زندگی بقیه مخالفیم. نمی دونم علتش چیه؟ یعنی این همه آدم توقع داشتن من بعد یه مدت این جا موندن دمم رو بذارم رو کولم برگردم تا حرف هایی که قبل رفتن واسه منصرف کردنم می زدن واقعی شه؟ یا چی اصلن؟ نودونم...